دانلود کن ، نظر بده

 این فایلی که شما می بینید ، مربوط به درس آناتومی  قسمت توراسیک است که بصورت مولتی مدبا کار شده است ، برای مشاهده آن باید  برنامه هایی از قبیل  Adobe flash player , Gom player , Kam player  و... را روی کامپیوترتان  داشته باشید ، در صورت نداشتن باید از اینترنت دانلود و نصب نمائید.

لینک دانلود:

http://www.upload4files.tk/d

http://www.upload4files.tk/download.php?file=901c84dc7232e22bdeb7e45b2155f780


نانوبیوتکنولوژی ( سال 1390)

سوال: کدام سلول قابلیت فاگوسیتوز را ندارد؟

الف: سلول دندرتیک            ب: سلول نوتروفیل

ج: مونوسیت                    د: لنفوسیت 

پاسخ : گزینه د

سیستم های ایمنی ذاتی شامل ماکروفاژها ، نوتروفیل ها و سلول های دندریتیک  می باشد که همه این سلولها فاگوسیتیک هستند و گیرنده شبه تول   toll- like receptors  دارند.  

سوال: سلول تولید کننده آنتی بادی کدام است؟

الف: B cell    ب: T cell         ج: NK cell          د:  Regulatory cell

پاسخ : گزینه الف 

 سولهای B مسئول تولید آنتی بادی  هستند.

منبع

کتاب : زیست شناسی سلولی و مولکولی

مولفان : دکتر جواد محمد نژاد - موسی بهری

آناتومی  ( سال 89)

سوال: کدامیک از عضلات زیر به  تکمه کوچک  lesser tubercle  استخوان بازو می چسبد؟

الف: Teres minor           ب: Teres Major 

ج : Supraspinatus           د:subscapularis 

پاسخ :  گزینه ۴

سوال:  توبروزیته کچک استخوان بازو در کدام قسمت طرف انتهای فوقانی قرار دارد؟

الف:  آنتریور     ب:  آنتریور و مدیال      ج: آنتریور و لترال           د: مدیال  

پاسخ :  الف

استخوان بازو یا هومروس

 این استخوان دارای دو انتهای فوقانی و تحتانی و تنه می باشد .

انتهای فوقانی

شامل :

 سر : صاف و مدور  است و با حفره گلنوئید اسکاپولا  مفصل شده و مفصل گلنوهومرال را به وجود می آورد.

 سر مفصلی هومروس بزرگتر از حفره گلنوئید است .

 گردن تشریحی یا آناتومیکال :  محیط قاعده سر را در بر میگیرد  و انرا از تکمه بزرگ و کچک جدا می کند.

گردن جراحی  یا سورجیکال نک : در زیر سر و تکمه بزرگ و کوچک قرار دارد و شایع ترین محل شکستگی  استخوان بازو است .

تکمه بزرگ : یک بر جستگی است که در قسمت خارجی انتهای فوقانی قرار دارد.

تکمه کوچک : برجستگی مشخصی که در قسمت  قدامی انتهای فوقانی قرار دارد.

ناودان بین تکمه ای یا  اینتر توبرکولار : در بالا بین دو تکمه بزرگ و کوچک قرار دادرد  و در پایین تا قسمت فوقانی سطح قدامی - داخلی تنه امتداد دارد که محل عبور تاندون سر بلند عضله دو سر بازویی است.

 

 

  منبع :

 گام  ( مروری بر درس استخوان شناسی )

تالیف  : موسی بهری  و وحید شهزاد

جهت آزمون های علوم پایه پزشکی - کاردانی به کارشناسی رادیولوژی-  کارشناسی ارشد آناتومی - مهندسی پزشکی - فیزیک پزشکی  و ام آر آی

 

نتایج کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت

نتایج کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت  را در لینک زیر دنبال کنید:

http://arshad.sanjeshp.ir/90

دانلود کتاب

 قابل توجه داوطلبان کارشناسی ارشد ام .آر . آی

 برای دانلود کتاب مبانی ام . آر . آی  ری .هاشمی  که جزو منابع کارشناسی ارشد این رشته است به لینک زیر مراجعه فرمائید:

http://www.4shared.com/file/0pNrapdN/MRI_The_Basics_-_2nd_Edition_-.htm

روش جستجوی کتاب در سایت زیر :

http://search.4shared.com

وقتی وارد سایت شدید، در زیر جعبه سرج فایلز ، گزینه مور را انتخاب می کنید تا امکانات بیشتری برای سرج در اختیارتان قرار داده شود و از آنجا گزینه بوکس را انتخاب و نام کتاب مورد نظر را در داخل سرج فایل وارد و گزینه سرج را کلیک می کنیم. 

مثلا زبان اصلی کتاب زیر را می توانید دانلود کنید:

نام کتاب : ام آر آی در یک نگاه (فشرده ای از تشدید مغناطیسی هسته ای mri و کار برد آن برای تکنولوژیست های رادیولوژی)

نام کتاب به لاتین : MRI At a Glance

نوشته : کاترین وست بروک

ترجمه : مازیار مهدوی (عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز)

چاپ اول : فروردین ٨٩

انتشارات : آوند اندیشه شیراز

مرکز پخش تهران : نوپردازان (۶۶۴٩۴۴٠٩-۶۶۴١١١٧٣)



رادیبوبیولوژی ( پدیده تولید جفت )

سوال : در برخورد با ماده به طریقه تولید جفت ، کدام عبارات صحیح است ؟

الف: احتمال برخورد مستقل از عدداتمی ماده است .

ب: در این برخورد فوتون های  با  انرژی 1MeV  تولید می شود.

ج: این برخورد دارای آستانه انرژی برابر  1.022 Mev است .

د: میزان برخورد به انرژی فوتون های تابشی بستگی ندارد.  

پاسخ : گزینه  ج

سوال : در برهمکنش فوتون با ماده به روش تولید جفت ، انرژِی آستانه برای فوتون تابشی کدام است ؟

الف: 0/511 kev         ب : 0/511Mev     ج: 1/022 Mev          د: 1/022 Kev

پاسخ : گزینه ج


توليد جفت (pair production)

توليد جفت انجام نمي‌گيرد ، مگر آن كه انرژي فوتون ورودي تقريباً 022/1 ميليون الكترون ولتmev))باشد. در توليد جفت فوتون قوياً ، با هسته‌هاي يك اتم هدف مورد تابش ، برخورد انجام داده و ناپديد مي‌گردد در فرآيند انرژي فوتون به دو ذره جديد ، نگاترون (يك الكترون معمولي) و پوزتيرون (يك الكترون باردار مثبت e+) تبديل مي‌شود e- و e+(نگاترون و پوزيترون) جرم مشابه و بار بزرگي (magnitude) دارند تنها اختلاف در «علامت sign» بارهاي الكتريكي آن‌هاست. فوتون ورودي بايد انرژي كافي براي توليد جرم مشترك از اين دو ذره را داشته‌ باشد حداقل انرژي مورد نياز براي توليد يك جفت الكترون (e-) ـ پوزيترون mev(e+)022/1 است .

جرم (الكترون يا پوزيترون )=          kg31-10× 1/9

c =        108 × 3

E(كل) = E (الكترون) + E(پوزيترون ) = 2mc (الكترون ) + 2mc  (پوزيتون) =           

= j14ـ10 × 38/16 =

Mev‌= j12ـ10 × 602/1

بنابراين

E = j14ـ10 × 38/16 ÷ 12ـ10 × 602/1= Mer02/1

به اين دليل ، توليد جفت در انرژي‌هاي پايين‌تر اتفاق مي‌افتد. الكترون انرژي جنبشي خودش را با تهييج و يونيزاسيون اتم‌ها در مسيرش از دست مي‌دهد. سرانجام الكترون ، مقدار انرژي خود را كه ممكن است به وسيله يك اتم در نياز الكترون ديگر باشد از دست دهد.

تا آن جا كه مي‌دانيم ، هيچگونه مقادير بزرگي از پوزيترون به صورت آزاد در جهان وجود ندارد. پوزيترون به عنوان شكلي از پاد ماده (Antimatter) طبقه بندي مي‌گردد. پوزيترون ، به طور مخرب (destructively) با الكترون مجاور برخورد مي‌نمايد. در طي برخورد ، پوزيترون و الكترون هر دو نابود مي‌شوند و به جاي آن‌ها ، دو فوتون با انرژي ، Mev511/0 كه در جهات مخالف حمل مي‌شوند ظاهر مي‌گردند در اين جا جرم به انرژي تبديل خواهد شد.

اگرچه توليد جفت در راديولوژي تشخيصي كاربردي ندارد ولي تابش فناي Annihilation radiation آن در PET: برش نگاري با نشر پوزيترون: (positron emission tomogrophy) استفاده مي‌شود.

در PET منبع scanning ، پوزيترون‌ها ، هسته‌هاي اتمي كه ناپايدارترند مي‌باشد. زير آن‌ها ، در بردارند ه خيلي زياد پروتون (p) نسبت به نوترون‌هايشان (n) هستند براي رهايي از اين بي‌ثباتي ، پروتون اضافي (surplus proton) در هسته‌ها با يك فوترون جابه‌جا مي‌گردد. در حالي كه پوزيترون و ذره ديگر كه نوترينو (neutrino) ناميده مي‌شود از هسته‌ها پرتاب مي‌گردند. اين فرآيند را واپاشي پوزيترون          positron decay مي‌نامند. در فاصله خيلي كوتاه (چند ميكرومتري يا كمتر) پوزيترون ساطع شده با الكترون محلي برخورد انجام داده و از دو سوي متقابل نابود مي‌شوند. در اين فرايند است كه جرم به انرژي تبديل مي‌گردد.

اين انرژي (Mev 511/.) ، بتوسط دو جفت ، فوتوني كه در دو جهت مخالف از مكان برخورد الكترون ـ پوزيترون ساطع مي‌شوند حمل مي‌گردند. اين فوتون‌هاي فنا با حلقه‌اي دتكتورهاي پيرامون بيمار برخورد كرده و براي ايجاد تصوير مقطع عرضي (cross - sectional) از راديو اكيتويته موجود در داخل بدن بيمار استفاده مي‌گردند.

مثال‌هايي از برخي هسته‌هاي ناپداري كه در PET , scanning كاربرد دارند عبارتند از:

1ـ فلورين 18 ( F18)

2ـ كربن 11 (C11)

3ـ نيتروژن 13(N13)

نتيجه (مترجم):

براي رخداد توليد جفت ، فوتون اوليه ، بايد داراي انرژي بيش از Mev022/1 باشد و اين پديده قبل از رسيدن انرژي فوتون به Mev 10 ، اندر كنش مهمي به حساب نمي‌آيد. در اينجا فوتون به هسته يك اتم نزديك مي‌شود. و برخورد روي مي‌دهد. و انرژي طبق رابطه E = mc2 انيشتن به دو ذره تبديل مي‌شود با اين برخورد دو الكترون تبديل مي‌شود ، يكي داراي بار منفي بنام نگاترون كه به آساني به وسيله اتم‌هاي ديگر جذب مي‌شود؛ ذره ديگر الكترون مثبت يا پوزيترون است. پوزيترون در طبيعت به طور آزاد وجود ندارد. اين ذره شكلي از پادماده است.

(ضد خود (الكترون) را از بين مي‌برد كه در طي اين فرآيند انرژي آزاد مي‌گردد) هر دو ذره از بين مي‌روند و دو فوتون با انرژيMev511/0 آزاد مي‌كنند اين فرآيند واكنش فنا يا نابودي ناميده مي‌شود.

فوتون‌هاي گاماي توليد شده ، از طريق پخش كمپتون يا توليد جفت با ماده برخورد مي‌كنند. با افزايش عدد اتمي (Z) احتمال رويداد توليد جفت افزايش مي‌يابد.

تجزيه نوري

phtodisintegration

تجزيه نوري (شكل 17ـ2) در انرژي‌هاي بيش از Mev10 روي مي‌دهد فوتون بايد بر انرژي همبستگي 7 تا kev15 هسته فايق آيد. اين اندركنش رويدادي بين يك فوتون پرانرژي (مانند فوتون‌هايي كه در راديوتراپي توليد مي‌شوند) و هسته است . به اين ترتيب ، هسته تحريك مي‌شود ويك پاره هسته‌اي تابش مي‌كند. پاره هسته مي‌تواند يك نوترون ، يك پروتون ، يك ذره آلفا ، يا مجموعه‌اي از پاره‌هاي هسته‌اي باشد.

نتيجه برخوردها:

پنج برخورد پرتوهاي ايكس و گاما با ماده ، اثر فتو‌الكتريك ، پخش همدوس ، پراكندگي كمپتون ، توليد جفت و تجزيه نوري است.

اثر فتو‌الكتريك و پراكندگي كمپتون متداولترين اثرهاي ديده شده در تصوير‌برداري تشخيصي است. پراكندگي پيوسته (همدوس) فقط در انرژي‌هاي بسيار كم روي مي‌دهد. توليد جفت و تجزيه نوري فقط براي فوتون‌هاي پر انرژي اتفاق مي‌افتد.

 

رادیبوبیولوژی (پدیده فتوالکتریک)

سوال : در برهمکنش فوتون با ماده به روش فتوالکتریک ، کدام تشعشع تولید نمی شود؟

الف: الکترون های اوژه                     ب: فوتوالکترون ها

ج: پرتوهای ایکس اختصاصی           د: پرتوهای ثانویه

پاسخ : گزینه د

سوال: زمانی که فوتون و انرژی همبستگی نزدیک هم باشند، احتمال کدام یک از پدیده های زیر بیشتر است ؟

الف: کمپتون        ب: فوتوالکتریک          ج: تولید جفت               د: پراکندگی پیوسته

پاسخ: گزینه ب

سوال: با افزایش عدد اتمی ، احتمال رویداد کدام یک از پدیده های زیر افزایش می یابد ؟

الف : پراکندگی پیوسته         ب: تولید جفت          ج: فوتوالکتریک        د: کمپتون

پاسخ : گزینه ج

نکته : فر آیند کمپتون مستقل از عدد اتمی ماده جاذب بوده و با افزایش انرژی پرتو ، احتمال این فرآیند کاهش می یابد.

سوال: کدامیک از موارد زیر موجب افزایش ضریب احتمال برخورد بطریق فوتوالکتریک است ؟

الف: افزایش سطح جذب کننده ، زیاد شدن طول موج فوتون تابشی

ب: افزایش انرژی فوتون تابشی ، زیاد شدن عدد اتمی  و چگالی ماده هدف

ج: افزایش طول موج فوتون تابشی ، افزایش چگالی ماده هدف

د: کاهش انرژِی فوتون تابشی ، زیاد شدن عدد اتمی و چگالی ماده هدف

پاسخ : گزینه د

سوال : فوتونی با انرژی 2 مگا الکترون ولت به طریق فوتوالکتریک به اتمی برخورد می کند ، در این برخورد چند میلیون الکترون ولت به ماده منتقل می شود؟

الف: ۰.۹۷۸          ب: ۱.۰۲۲         ج: ۱.۵        د: ۲

پاسخ : گزینه د

 

جذب فتو‌الكتريك

Photoelectric  absorption

در گستره ، انرژي راديولوژي تشخيصي (30 تا kev150) ، جذب فوتوالكتريكي ، الگوي بسيار مهمي از برخورد بين فوتون‌هاي اشعه x و اتم‌هاي بدن بيمار به علت ايجاد تصاوير مناسب از محل مورد نظر بدن بيمار مي‌باشد .

جذب فتو‌الكتريك: يك برخورد مهم بين يك فوتون اشعه x و يك الكترون لايه داخلي (معمولاً لايه K) ، پيوند محكمي با يك اتم از جذب ماده دارد مي‌باشد. براي بيرون راندن يك الكترون داخلي از اوربيتال اتمي ، فوتون ورودي بايد قادر به انتقال مقداري از انرژي متوسط بزرگ يا بزرگتر از مقدار انرژي كه به الكترون مقيد در اوربیتال الكتروني فايق آيد باشد.

در برخورد با يك الكترون لايه داخلي ، فوتون اشعه x ورودي تمامي انرژي خود را به اوربيتال الكتروني واگذار كرده و متوقف شده و از بين مي‌رود. الكترون پرتاب شده از لايه داخلي ، ايجاد جاي خالي مي‌كند. الكترون‌ اوربيتالي پرتاب شده ، فوتوالكترون ((photo electron ناميده مي‌شود.

خصوصيات انژري جنبشي برابر با انرژي فوتون كمتر از انرژي همبستگي (binding energy) لايه الكتروني مي‌باشد. اين فوتو‌الكترون ممكن است با اتم‌هاي ديگر برخورد انجام داده سبب يونيزاسيون (lonization) يا تهييج (Excitation) ، تا زماني كه تمام انرژي جنبشي خود را از دست دهد گردد. فوتو الكترون معمولاً در چند ميكرومتري از ماده‌اي كه در آن انتقال مي‌يابد جذب مي‌شود. در بدن انسان اين انتقال انرژي ، موجب افزايش دوز بيمار شده ، و در آسيب بيولوژيكي بافت هم مشاركت مي‌كند نتيجه‌اي از اثر فتو‌الكتريك ، در كل ، وجود جاي خالي (vacancy) در لايه داخلي اتم والدين يا اصلي (parent atom) است. براي پر كردن اين حفره ، يك الكترون از يك لايه خارجي به حرفه خالي شده لايه داخلي مي‌نشيند (drops down) (با آزاد كردن انرژي به شكل يك فوتون (انرژي [معادل با اختلاف سطح انرژي بين دو لايه)] اين فوتون را فوتون اختصاصي (characteristic photon) مي‌گويند. و داراي انرژي نسبتاً پايين در بافت انسان و جذب موضعي در هدف مورد تابش است. بلافاصله (ensuing) جاهاي خالي در لايه‌ها پشت سر هم (successive) پر مي‌شوند. و فوتون‌هاي ساطع شده در الگوي مشابه تا زمان بدست آوردن تعادلي الكتروني (electricol equilibrium) ادامه مي‌يابد.

يك فوتون اختصاصي كه در نتيجه ، جاي خالي K ايجاد مي‌شود ممكن نيست كه از مرز اتم (confines atom) بگريزد ولي ممكن است در عوض توليد اثر فتوالكتريك مربوط به خود ، با آزاد كردن انرژي خود با يك الكترون از انرژي همبستگي كمتر سبب پرتاب الكترون از اتم گردد.

الكترون‌هاي غير وابسته‌اي (unbound electrons) كه در اين روش توليد شوند را الكترون اوژه (auger electrons) مي‌گويند. اين اثر فتوالكتريكي از شدت تابش اختصاص (تابش فلورنست (fluorescent radiation) نيز ناميده مي‌شود) ساطع شده از اتم‌ها را در نتيجه برخورد‌هاي فوتو‌الكتريك مي‌كاهد.

واژه بهره فلورنست fluorescent yield به تعداد اشعه‌هاي x اختصاصي ساطع شده ، بر جاي خالي لايه K مربوط مي‌گردد.

 بهره فلورنست با برخورد فوتوالكتريك در كل مواد تشكيل شده از اتم‌هايي با اعداد اتمي بالاتر پايين‌تر است

احتمال رويداد جذب فوتو‌الكتريك به انرژي فوتون‌هاي اشعه برخوردي و عدد اتمي اتم‌هاي تشكيل دهنده هدف مورد تابش بستگي دارد. جذب فوتو‌الكتريك بطور محسوس با كاهش انرژي فوتون‌هاي ورودي ، با افزايش عدد اتمي ، اتم‌هاي مورد تابش تقريباً  در اتم ،  بر الكترون ، افزايش مي‌يابد.

پس در گسترده كيلو ولتاژ راديو گرافيكي ، استخوان متراكم (با عدد اتمي مؤثر 8/13) با محتوي بالاي وزني (7/14%) كلسيم (با عدد اتمي 20) خيلي بيشتر دستخوش جذب فتو‌الكتريك (تقريباً 12 بار در اتم) نسبت به جرم برابري از بافت نرم (تقريباً با عدد اتمي مؤثر 4/7) و هوا ( با عدد اتمي 6/7) مي‌باشد.

چگالي (density) (چگالي جرمي بر حسب گرم در سانتي‌متر مربع ( ) اندازه‌گيري مي‌شود )ساختارهاي مختلف بدن نيز تحت تأثير تخفيف است. يك اختلاف در چگالي منجر به افزايش قابل توجهي در جذب فوتون مي‌شود در هر ماده نمونه‌اي معين ، هر دو چگالي و عدد اتمي نقش مهمي را در تعيين تخفيف بازي مي‌كنند.

چگالي= تخفيف

عدد اتمي = تخفيف

براي مثال ، اگر راديوگرافي معادل ضخامت استخوان و بافت شكل يابد. استخوان كه حدود 2 برابر بافت نرم تراكم دارد حدوداً 9 برابر فوتون‌هاي بيشتري را در گستره انرژي تشخيصي نسبت به بافت نرم جذب مي‌كند.5/4 عامل مربوط به عدد اتمي بالاي استخوان و 2 عامل مربوط به چگالي بالاي استخوان مي‌گردد. (اثر كل ، 2 برابر 5/4 كه روي هم رفته 9 مي‌شود است.)

نتيجه ( مترجم):

در اثر فتوالكتريك ،‌همه انرژي فوتون ورودي از بين مي‌رود. پس از برخورد ، ديگر فوتوني وجود نخواهدداشت. اين  فرآيند «اثر فتو‌الكتريك» يا جذب كامل ناميده مي‌شود. فوتون اوليه با يك اوربيتال الكتروني (الكترون مداري) برخورد مي‌كند. معمولاً اين عمل در داخلي‌ترين لايه روي مي‌دهد. چون همه انرژي فوتون به الكترون‌مداري منتقل مي‌شود تا به انرژي همبستگي فايق آيد ، فوتون متوقف شده و از بين مي‌رود.

دو قاعده كلي وجود دارد كه بايد در مورد برخوردهاي فتو‌الكتريك به خاطر داشت:

1ـ احتمال برخوردهاي فتو‌الكتريك ، هنگامي كه انرژي فوتون اشعه  xبيشتر از انرژي همبستگي الكترون يا نزديك آن باشد ، بيشتر است . بنابراين ، يك فوتون kev35 با احتمال بيشتري به يك اتم باريم كه به عنوان ماده حاجب از آن استفاده مي‌شود ـ برخورد كند تا با يك فوتون kev 100 .

(انرژي همبستگي داخلي‌ترين لايه (يعني K) تقريباً kev 37 است).

توجه كنيد كه انرژي فوتون به صورت چند انرژي (انرژي‌هاي متفاوت) از لامپ‌ اشعه x تابش مي‌شود. بيشتر انرژي‌هاي تابش شده از يك لامپ ، مشتمل به  فوتون‌هاي با حداكثر انرژي است. بنابراين ، در شرايط kvp100 اكثر فوتون‌ها در محدوده انرژي kev33 توليد خواهند شد. انرژي متوسط در شرايط kvp 100 حدود 40 kvp است.

2ـ احتمال برخوردهاي فتو‌الكتريك وقتي بيشتر مي‌شود كه الكترون با مدار اتصال محكمتري داشته باشد. اين پديده مبنايي براي استفاده از روپوش سربي براي حفاظت است. تعداد كمي از فوتون‌هاي اشعه x حامل انرژي كافي براي اثر برخورد با لايه k سرب با برخورداري از انرژي همبستگي kev 88 مي‌باشند اكثر فوتون‌ ها انرژي خود را در برخورد فتو الكتريك در لايه‌هاي L و M سرب از دست مي‌دهند.

احتمال برخورد فتو‌الكتريك تقريباً متناسب با Z3 است. بنابراين ، اگر عدد اتمي دو برابر شود ، احتمال برخوردهاي فتو‌الكتريك با فاكتور 8 افزايش مي‌يابد (8 = 2×2×2 = Z3) احتمال رخداد اين پديده را مي‌توان بدين گونه محاسبه كرد:

                   = احتمال نسبي برخورد با ماده دوم

فرض اين رابطه بر آن است كه شرايط قاعده 1# حاصل شده باشد. رخداد اين پديده ، هم چنين مبناي راديوگرافي از استخوان‌هاست چون استخوان داراي عدد اتمي مؤ ثر بالاتري نسبت به بافت نرم است ، برخورد فتو الكترون با احتمال بيشتري در استخوان نسبت به بافت نرم روي مي‌دهد.

به همين دليل است كه در يك راديوگراف ، استخوان سفيد و بافت نرم خاكستري ديده مي‌شود.

حذف يك الكترون مداري باعث مي‌شود اتم ، يونيزه  داراي بار مثبت شود. اكنون اتم والكترون « يك جفت يون pair Ion» هستند. الكترون دفع شده در ضخامت چند ميليمتري بافت ، جذب مي‌شود كه اين الكترون «فتوالكترون» ناميده مي‌شود به خاطر داشته باشيد كه چگونه اين پديده در ايجاد اثرهاي بيولوژيكي عمل مي‌كند؛ اين فرآيند يونيزاسيون در ايجاد تغييرات بيولوژيكي در بافت بسيار مهم است.

مهم است بدانيم ، حتي اگر يوني به سرعت جذب شود ، با الكترون‌هاي مداري اتم‌هاي ديگر برخورد خواهد داشت.

يك برخورد فتو‌الكتريك باعث تشكيل جفت يون‌هاي بسيار مهم زيادي خواهد شد. به عنوان مثال ، براي تشكيل يك جفت يون حدود «ev34» انرژي لازم است ، يك فتو‌الكترون با انرژي جنبشي اوليه kev68 ، باعث تشكيل 2000 جفت يون خواهد شد.

2000 = 34/ev68000 يا kev 68

وقتي الكتروني تلاش مي‌كند با پر كردن مجدد پوسته K يا L با جابجايي از مدارهاي ديگر به حالت تعادل الكتروني برسد ، انرژي جنبشي الكترون جابجا شده به صورت تابش اختصاصي ، تابش مي‌شود اين پديده در نتيجه فرآيند‌ي روي مي‌دهد. و آن اين كه الكترون‌هاي دورتر از هسته از سطح انرژي بالاتري نبست به الكترون‌هاي نزديك به هسته برخوردارند. وقتي الكترون نزديك به هسته حركت مي‌كند ، انرژي اضافي بايد به صورت تشعشع ايكس تابش شود.

يك عامل مهم در برخوردهاي تابش ، انرژي همبستگي الكتروني‌هاي مداري است. الكترون‌هاي مدار K كه نزديك تر به بار الكتريكي مثبت هسته‌اند ، بيشترين نيروي جذب به هسته يا انرژي همبستگي را دارند براي عناصر با عدد اتمي زياد ، اين انرژي همبستگي بيشتر است:

Z α Binding energy (BG)                                                                  Z

الكترون‌هاي مدارهاي داخلي‌تر ، داراي انرژي همبستگي بيشتري هستند ، اما سطح انرژي پايين‌تري دارند هر قدر الكترون از هسته دورتر باشد ، انرژي همبستگي كمتر ولي از سطح انرژي بالاتري برخوردار است.

الكترون‌هاي مدارهاي داخلي تر

BE #

سطح انرژي $

الكترون‌هاي مدارهاي خارجي‌تر

BE $

سطح انرژي #

اين فرآيند لايه به لايه (shell to shell) ،بارش اختصاص (characteristic cascade) ناميده مي‌شود انرژي هر فوتون تابش شده در بين دو لايه متفاوت است. اين فوتون‌هاي اختصاص به دليل توليد نشدن از شعاع اوليه اشعه ، پرتو ثانويه (secondary radiation) ناميده مي‌شود. مراجع ديگر ، پرتو‌هاي ثانويه و پرتوهاي پراكنده هر دو را به يك نام ، يعني پرتو پراكنده مي‌شناسند زيرا رفتار پرتوهاي ثانويه همانند پرتو پراكنده است.

فرمول بندي اثر فتوالكتريك:

انرژي همبستگي ـ انرژي فوتون‌هاي ورودي = انرژي جنبشي فتوالكترون

Eke = Ei - Eb

e:     photoelectron                          :i     incident

                                      :b     binding

مثال:

اگر يك فوتون با انرژي kev10 با يك الكترون با انرژي همبستگي kev 1 (لايه k) برخورد كند ، انرژي جنبشي فتو‌الكترون را محاسبه كنيد؟

       kev 9 = 1- 10

تشابه برخورد فتو‌الكتريك با توپ بيليارد:

اين پديده مشابه برخورد يك توپ بيليارد با توپ‌هاي ديگر است و باعث مي‌شود تا توپ ضربه ديده به سمت جلو ـ تقريباً با همان شتاب توپ ضربه زننده ـ حركت كند.

منبع :

حفاظت پرتوی در رادیوگرافی پزشکی

مترجم: موسی بهری

رادیوبیولوژِی (پدیده کمپتون)

سوال : پس از وقوع پدیده کمپتون چه چیزهایی تولید می شود؟ 

الف: فقط یک الکترون                        ب: فقط یک پرتو

ج:یک الکترون و یک پوزیترون             د: یک الکترون و یک فوتون با انرژِی پائین 

پاسخ :
گزینه د
سوال: فوتونی با انرژی 2MeV به طریقه کمپتون ( برخورد غیرارتجاعی) می کند ، هنگام برخورد:

الف: تمام انرژی فوتون به الکترون منتقل می شود .

ب: یک جفت الکترون و نوترون تولید می شود.

ج: قسمتی از انرژی به الکترون منتقل می شود.

د: یک فوتون ثانویه با الکترون و انرژی 2MeV تولید می شود.

پاسخ : گزینه ج
سوال: در برخود کمپتون ، احتمال تولید کدام مورد بیشتر است ؟
الف : الکترون های اوژه            ب: پرتوهای ایکس اختصاصی
ج: الکترون های تبدیل داخلی     د: پرتوهای پراکنده با انرژی کمتر
پاسخ : گزینه د
سوال : در پرتونگاری قفسه سینه با Kvp=140 کنتراست تصویر ( اختلاف دانسیته بین دو ناحیه فیلم ) بیشتر مربوط به کدام برهمکنش است ؟
الف: تامسون            ب: تولید جفت            ج: فوتوالکتریک          د: کمپتون
پاسخ : گزینه د
سوال : در برخورد کمپتون ، معمولاً کدام الکترون های ماده (اتم) با فوتون تابشی وارد واکنش می شود؟
الف: الکترون های مدار K,L   ب: الکترون های آزاد
ج: همه الکترون های اتم      د: هیچکدام از الکترون های اتم
پاسخ: گزینه ب
 سوال   : افزایش کدام عامل ، احتمال برخورد پرتوهای ایکس به طریقه کمپتون را افزایش می دهد؟
الف : انرژی پرتوهای تابشی        ب: چگالی ماده هدف
ج: فاصله کانونی                        د: میدان تابش اشعه
پاسخ : گزینه الف
سوال :  در رادیولوژی با ولتاژهای KVP>100 , 80  پدیده غالب کدام است ؟
الف: تامسون         ب: تولید جفت          د: فوتوالکتریک           د: کمپتون
پاسخ : گزینه د

پراكندگي كمپتون ، پراكندگي ناهمدوس يا پراكندگي با تغيير انرژي نيز ناميده مي‌شود . مسوول ، اكثر پرتو پراكنده‌‌اي ، كه در طول روشهاي راديولوژيكي توليد مي‌گردد مي‌باشد. 

اين پراكندگي ، همگرا است. به سوي جلو با عنوان زاويه پراكندگي كوچك ، به جهت عقب با عنوان پرتو برگشتيو به جهت جانبي با عنوان پراكندگي جانبي (side scatter) معني مي‌دهد. اين جهات انتقالات پراكندگي ، عامل اصلي در طرح حفاظت ، براي گروههاي تيم پزشكي راديولوژي در طول آزمايش راديولوژيكي است.

در فرآنيد كمپتون يك فوتون اشعه x ورودي با مرز سست الكترون لايه خارجييك اتم مورد تابش هدف برخورد انجام مي‌‌دهد.


در هنگام برخورد فوتون با الكترون ، فوتون اشعه x ورودي ، بخش از انرژي جنبشي اوليه خود را براي بيرون راندن الكترون از اوربيتال لايه خارجي ، به الكترون مداري واگذار مي‌كند. الكترون آزاد شده ، الكترون پراكندگي كمپتون يا كمپتوالكترون ناميده مي‌شود كه داراي انرژي جنبشي بيشتري و قادر به يونيزاسيون اتم مي‌باشد و طي برخوردهاي متوالي با اتم‌هاي مجاور انرژي جنبشي خود را از دست مي‌دهد.

و سرانجام با يك اتم كه به الكترون ديگري نياز دارد تركيب مي‌گردد كه معمولاً در چند ميكرومتري از مكان اصلي برخورد كمپتون رخ مي‌دهد. فوتون اشعه x و بخش از انرژي خود را براي آزاد كردن الكترون به اوربيتال واگذار مي‌كند ، اما فوتون در يك جهت جديدي به راه خود ادامه مي‌دهد. كه پتانسيلي را براي بر خورد با اتم‌هاي ديگر هم با فرآيند جذب فوتوالكتريك و هم با فرآيند پراكندگي كمپتون دارد.و ممكن است از بدن بيمار خارج گردد و يا ممكن است كه كيفيت تصوير راديوگرافي را بكاهد يا خطر سلامتي را براي راديوگرافر يا راديولوژيست به همراه داشته باشد.


در راديولوژي تشخيصي ، احتمال رويداد پراكندگي كمپتون نسبت به رويداد برخورد فوتوالكتريك با افزايش انرژي فوتون اشعه x ، افزايش مي‌يابد احتمال رويداد پراكندگي كمپتون و جذب فتو‌الكتريك در بافت همسان

در حدود kev35 ‌، برابر است. بنابراين در دسته پرتو اشعه x ، kvp100 مقدار عمده‌اي از رويداد كمپتون اتفاق مي‌افتد.


نكته مهم:

در انرژي حدود kev35 احتمال وقوع پراكندگي كمپتون و جذب فتو‌الكتريك در بافت برابر ، ولي در انرژي حدود kev 100 پديده كمپتون غالب است. (در kev 100 : غالب : كمپتون مغلوب : فتوالكتريك)

رويداد ، پراكندگي كمپتون براي اتم‌هايي باچگالي الكترون با لاتر غالب‌تر است. عناصر با عدد اتمي (Z) پايين ، چگالي الكترون بالاتر يا الكترون‌هاي متراكم‌تري دارند. احتمال رويداد كمپتون ، براي موادي با مقدار زيادي هيدروژن (H) مثل بافت نرم افزايش مي‌يابد. با افزايش عدد اتمي ، احتمال پراكندگي كمپتون كاهش مي‌يابد

α رويداد كمپتون

نتيجه ( مترجم):

در پراكندگي كمپتون ، فوتون اوليه ، بخشي از انرژي اوليه خود را به الكترون‌مداري منتقل مي‌كند. فوتون در مسير ديگر به حركت خود ادامه مي‌دهد و اين پديده ، پراكندگي كمپتون ناميده مي‌شود.

فرمول پراكندگي كمپتون :

(انرژي جنبشي الكترون كمپتون + انرژي همبستگي الكترون مداري) + انرژي فوتون كمپتون = انرژي فوتون ورودي

Ei = Es + (Eb + Eke)

a: Incident :s scatter

b: biding e: compton scattered electron

مثال:

اگر پرتو ايكسي با انرژي kev 40 يك اتم كربن رايونيزه كند باعث دفع الكترون لايه O (انرژي همبستگي 0.01) با انرژي جنبشي kev 20 مي‌شود. انرژي فوتون (كمپتون) پراكنده شده چقدر است؟

(20 + 01/0) + x = 40

(01/20) + x = 40

99/19 = 01/20 -40 = x

kev 99/19 = x (انرژي فوتون كمپتون)

فوتون ورودي به فوتون اشعه ايكس تابش شده از منبع اوليه گفته مي‌شود. فوتون كمپتون داراي انرژي ، طول موج طويل‌تر و بسامد كمتري نسبت به فوتون ورودي مي‌باشد.

pi : E # ، $ ، Y #

Ps.c : E $ ، ، Y $

مقدار انرژي از دست رفته يا كسب شده به انرژي فوتون و زاويه پراكندگي كوچك بستگي دارد. زاويه پراكندگي از صفر تا 180 درجه متغير است و پراكندگي در زاويه 180 درجه ، پراكنده برگشتي (Back scatter) ناميده مي‌شود در راديولوژي تشخيصي پراكندگي بيشتردر جهت جلو در مقايسه با جهت عكس توليد مي گردد. پراكندگي كمپتون، اغلب در نتيجه برخورد فوتون اشعه x با الكترون‌هاي اوربيتال خارجي‌تر به وجود مي‌آيد. فوتون با از دست دادن انرژي ، در جهت ديگر ادامه مسير مي‌دهد. اين فوتون ممكن است با يك اتم ديگر به صورت كمپتون يا فتوالكتريك برخورد داشته باشد. هم چنين ممكن است باعث مه‌آلودگي فيلم راديوگرافي شود. پرتو پراكنده ، اولين عامل تابش‌گيري شغلي ، پرتوكاران محسوب مي‌شود.

بر خلاف اثر فتوالكتريك ، احتمال پخش كمپتون با انرژي فوتون افزايش مي‌يابد كه اين مورد فقط در انرژي‌هاي اشعه x تشخيصي صادق است. براي فوتون‌هاي حامل بيش از kev500 انرژي ، احتمال پراكندگي كمپتون با افزايش انرژي فوتون كاهش مي‌يابد. همچنين بايد گفته شود كه «احتمال برخورد» به كل درصد برخورد‌ها اطلاق مي‌‌شود.

بنابراين در انرژي kev 50 ، احتمال پراكندگي كمپتون و همدوس به فتو‌الكتريك حدود 50 درصد برخوردهاست در انرژي kvp90 ، در حدود 70 درصد برخورد‌ها از نوع كمپتون و همدوس و 30 درصد فتو‌الكتريك خواهد بود.

مترجم: شباهت پديده كمپتون با توپ بيليارد:

با شبيه‌سازي به توپ بيليارد ، در اين مورد توپ اوليه به مركز توپ ديگر ضربه نمي‌زند. بلكه پس از برخورد توپ اوليه وتوپ بيليارد در جهت‌هاي متفاوتي حركت خواهند كرد.

بنابراين ، انرژي به جاي آن كه كاملاً جذب شود تقسيم مي‌شود.

منبع :

حفاظت پرتوی در رادیوگرافی پزشکی

مترجم : موسی بهری

آناتومی

گلابلا :

الف: یک برآمدگی صاف بین دو ابروست .

ب: یک فرو رفتگی در بین دو حدقه چشم است.

ج: یک بریدگی در کنار فوقانی  حدقه چشم است.

د: یک برآمدگی در بالای پیشانی است. 

پاسخ :

گزینه الف 

در قسمت عمودی استخوان فرونتال که  دارای سطح قدام و محدب است و سازنده پیشانی است  در طرفینش برامدگی فرونتال دیده می شود . در قسمت تحتانی خط وسط برآمدگی صافی به نام گلابلا دیده می شود. در طرفین گلابلا و در زیر بر آمدگی های فرونتال  و به موازات  لبه سوپرا اوربیتال دو برآمدگی قوسی شکل یا کمان ابروئی وجود دارد که در مردان برجسته تر از زنان می باشد.



منبع : استخوان شناسی دکتر بهرام الهی 



محافظت در برابر تشعشع

 اهداف حفاظت در برابر تشعشع
چنان که NCRP بیان می دارد ، اهداف حفاظت در برابر تشعشع عبارتند از: (1) ممانعت از آثار قطعی از تشعشع حائز اهمیت از نظر بالینی با تمسک به حدود دزی پائینتر از آستانه عملی ؛ (2) ، محدود کردن مخاطره آثار احتمالی (آثار وراثتی و سرطان ) تا سطح مورد قبول در رابطه با نیازها و ارزشهای اجتماعی ، تفاوت آثار قطعی و احتمالی به صورت رابطه های پاسخ دز در شکل 15-1 نشان داده شده است . با کاهش تابش گیری در حد هر چه کمتر موجه شدنی ( ALARA ) می توان به اهداف حفاظت در برابر تشعشع دست یافت. با اعمال محدودیت دز برای کنترل تابش گیری های شغلی و عموم به منظور نیل به این اهداف فرض می شود مخاطره آثار احتمالی مطلقاً متناسب با دز بدون آستانه ، در تمام دامنه های دز و آهنگهای دز با اهمیت در حفاظت در برابر تشعشع می باشد . به علاوه ، فرض می شود احتمال پاسخ ( مخاطره ) تجمعی به طور خطی با دز افزایش می یابد . اگر چه این امر در دزهای بالاتر _‌ که در سوانح دریافت می شود _ صحیح نیست زیرا رابطه مخاطره- دز ( غیر خطی )‌ بسیار پیچیده ای برای آن وجود دارد .
بر مبنای این فرضیه ها ، هر حد دز انتخاب شده همراه با یک سطح مخاطره است . در نتیجه ضروری است استفاده از هر مقدار تشعشع در اصطلاح منفعت برای فرد یا جامعه توجیه شود .
توجه به تابش گیری یکی از اصول بنیادی حفاظت در برابر تشعشع است . این مفهوم در سال 1977 به وسیله ICRP با عبارت زیر توصیف شده است :
یک عمل مستلزم تابش گیری از تشعشع باید منفعت کافی برای تشخیص یا جامعه تابش دیده در برداشته باشد تا مضرات تابش گیری تحت الشعاع قرار گیرد .
به عمل درآوردن این مفهوم گاهی در شرایط گوناگون _ که افراد تحت تابش قرار می گیرند _‌ مشکل است :
1- در مورد بیماران ، منفعت تشخیصی یا درمانی باید بیش از مخاطره و مضرات آن باشد ؛
2- در مورد تابش گیری شغلی ، مخاطره تشعشع باید به مخاطره دیگر در محل کار اضافه و مقایسه شود .
3- مشکلترین وضعیت تحقیق در مورد افراد تابش دیده است که در آن سه گروه داوطلب وجود دارند : بیمارانی که احتمالاً سود می برند ؛ بیمارانی که منفعتی عایدشان نمی شود و افراد داوطلب سالم . در این موارد منفعت جامعه باید تعیین کننده وضعیت باشد . در مواردی که فرد هیچ سودی نمی برد ، منفعت جامعه باید از مخاطره ها بیشتر باشد .
مبنای محدودیتهای تابش گیری
محدودیتهای تابش گیری طی سالهای گذشته گام به گام و با کسب اطلاعات در مورد آثار بیولوژیکی تشعشع و با تغییر در فلسفه اجتماعی _ که توصیه برای محدودیت تابش گیری را باعث گردید _ تغییر کرده است .
در دهه 1930 مفهوم دز قابل تحمل مورد استفاده داشت ؛ یعنی دزی که پرتوکار می توانست به طور پیوسته تحت تابش آن باشد بدون آنکه آثار حاد کشنده مانند اریتم پوست را نشان دهد .
در اوایل دهه 1950 ، تاکید بر آثار دیررس بود . حد تابش گیری از دز مجاز تعریف شد تا احتمال رخداد آسیبها بسیار پائین و به طور متوسط برای یک فرد قابل قبول باشد . در همان زمان که مبنای مطالعات ژنتیکی دروزوفیلا و موش بود ، حد شغلی تابش گیری به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافت و یک حد برای تابش گیری افراد جامعه معرفی شد . سپس در همان زمان تصور می شد مخاطره های ژنتیکی کمتر و مخاطره سرطان بیشتر باشد .
در دهه 1980 ، NCRP احتمال سرطان مرگ آور ناشی از تشعشع در پرتوکاران را با میزان مرگ و میز سالیانه در صنایع « امن » مورد مقایسه قرار داد. بنابراین استانداردهای تابش گیری ضرورتاً بر مبنای آمیزه ای از آثار مشاهده شده و قضاوتهاست .
حدود تابش گیری شغلی
حدود توصیه شده توسط NCRP در بخشهای زیر شرح داده شده اند :

آثار احتمالی

1- دز موثر کل زندگی کاری فرد نباید از سن به سال * 10 میلی سیورت ( 1 راد ) تجاوز کند ؛ هیچگونه تابش گیری شغلی تا سن 18 سالگی مجاز نیست .
2- دز موثر در هر سال نباید از mSv 50 ( rem 5 ) تجاوز کند .
این محدودیت مجموع دز موثر از تابش گیری خارجی و دز موثر نهادینه از تابش گیریهای داخلی را شامل می شود و در جدول 15-4 خلاصه شده است .
آثار قطعی
1- برای چشم و عدسیها ، mSv 150 ( rem 15 )
2- برای نواحی متمرکز پوست ، دستها و پاها ، mSv 500 ( rem 50 )
این محدودیتهای اضافی به دلیل فاکتورهای یکسان سازی مورد نیاز می باشند ، برای مثال ، دستها و پاها آن قدر حساس نیستند و برای آنکه تابش گیری آنها باعث القای سرطان شود باید دزهای زیادی داده شود . آثار قطعی دیگر در دزهای کمتر محدودند .
هر چه کمتر موجه شدنی(ALARA)
حدود دز _ که قبلاً به آن اشاره شد _‌ همگی بالاترین حد و مفهوم ALARA ]هر چه کمترموجه شدنی [(As Low As Reasonably Achievable) می باشند . توصیه کمیته های تدوین کننده استاندارد تمایل دارند برای حفاظت فردی مقدار تابش گیری صفر را پیشنهاد دهند . به هر حال با پی بردن جامعه به منافع بی حد استفاده از تشعشع و مواد رادیواکتیو این امر امکانپذیر نیست .
تشعشع عاملی بالقوه مضر است و تابش گیری از آن باید به طور مداوم مانیتور و کنترل شود . هیچ گونه تابش گیری غیر ضروری مجاز نیست . تجهیزات و دستگاهها باید طوری طراحی شوند که تابش گیری پرتوکاران و جامعه علاوه بر در کمترین حد بودن ، از حد استاندارد بالاتر نباشد . به هیچ وجه نباید تابش گیری بدون در نظر گرفتن منافعی که از آن حاصل می شود و مخاطره های نسبی روشهای جایگزین صورت پذیرد .
البته مشکل مهم تعریف واژه « موجه » است . برای توجیه کاهش تابش گیری افراد تا حد معینی چقدر باید هزینه شود ؟ با یک محاسبه سرانگشتی در صنعت هسته ای در ایالات متحده ، ALARA دارای ارزش نقدی حدود 1000 دلار به ازای هر mSv 10 ( rem 1 ) است . اگر تابش گیری یک فرد به میزان mSv 10 ( rem 1 ) را بتوان با هزینه این مبلغ ممانعت کرد ، موجه در نظر گرفته می شود ؛ اگر هزینه بیشتر باشد ، تابش گیری مجاز است ؛ همچنین اگرمخاطره مستلزم زیان بهداشتی باشد ،‌ رقم 1000 دلار برای mSv 10 ( rem 1 ) دزهای کم را نیز در بر می گیرد ، دزهای بالاتر _ که تجمع تابش گیری اضافی ممکن است به حد دز کل زندگی منجر شود _ ممکن است تهدیدی برای ادامه فعالیت شغلی پرتوکار باشد ، اما پس انداز نقدی mSv 10 ( rem 1 ) به 10000 دلار بالغ می شود . این گونه انتخاب بندرت باید در یک بیمارستان صورت پذیرد مگر آنکه خرید یک دستگاه پرکننده از راه دور برای براکی تراپی مد نظر باشد .
حفاظت رویان و جنین
NCRP حد ماهانه mSv 5/0 (rem 05/0) را برای رویان یا جنین به محض آگاهی از بارداری و ICRP حد mSv 2 به سطح شکم زن را به محض آگاهی از بارداری برای باقیمانده دوره بارداری توصیه کرده است. این توصیه ها اساساً مشابه یکدیگر می باشند و برای حد مخاطره عقب ماندگی ذهنی ، ناهنجاریهای مادرزادی و سرطانزایی طراحی شده اند . NCRP و ICRP روشهای کنترلی خاصی را برای تابش گیری زن به طور شغلی ارائه نمی دهند تا آنکه بارداری مسجل شود .
رادیونوکلییدهای ذخیره شده در بدن مشکلات خاصی را برای حفاظت رویان یا جنین ایجاد می کند . بعضی از آنها برای مدت طولانی در بدن باقی می مانند و دزهای دریافت شده به وسیله اندامهای جنین بخوبی برای تمام رادیونوکلییدها مشخص نیست . در نتیجه مراقبت ویژه ای باید اتخاذ شود تا برداشت رادیونوکلیید به وسیله زنان باردار محدود شود طوری که دز معادل به جنین یا رویان از حد توصیه شده تجاوز نکند .
تابش گیری شغلی در موارد فوریتهای پزشکی
در وضعیتهای معمول ، تنها توجیه تابش گیری های بیش از حد دز موثر سالانه ، نجات زندگی است . استفاده از داوطلبان برای تابش گیری حین عملکردهای فوریتی مطلوب می باشد . در صورت امکان باید از میان داوطلبان ، پرتوکاران مسنتر با دز موثر کمتر درطول زندگی انتخاب شوند . تابش گیری طی عملکردهای فوریتی که مستلزم نجات زندگی نیست باید کنترل شده و تا حد ممکن در حد تابش گیری شغلی صورت پذیرد . اگر این امر میسر نباشد ، باید از توصیه های NCRP و ICRP مبنی بر Sv 5/0 ( rem 50 ) پیروی شود .
اگر برای نجات زندگی یا مقاصد معادل آن ، تابش گیری قسمت اعظم بدن از Sv5/0 ( rem 50 ) تجاوز نماید ، علاوه بر ضرورت آگاه نمودن پرتوکار از آثار حاد احتمالی ، باید افزایش قابل توجه مخاطره سرطان در زندگی او نیز مدنظر قرار گیرد . در صورت وجود داشتن احتمال تابش گیریهای داخلی ، این مورد نیز باید در نظر گرفته شود .
تابش گیری افراد جوانتر از 18 سال
برای مقاصد آموزشی و تعلیمی ممکن است تابش گیری موردی افراد زیر 18 سال ضروری و مورد قبول باشد . در این صورت رعایت حد دز موثر سالیانه mSv1 (rem 1/0 ) ضروری است .
تابش گیری عموم ( حدود غیر شغلی )
محدودیت تابش گیری از تشعشع افراد جامعه از منابع ساخت بشر به طور اجتناب ناپذیری اختیاری است زیرا نمی تواند بر مبنای تجربه مستقیم باشد . مخاطره های گوناگون حاصل از سوانح و مرگ _ که افراد جامعه هر روزه با آن روبرو می شوند _‌ بسیار متغییر است و ارقام دامنه ای از 4-10 تا 6-10 در سال را نشان می دهند . با توجه به ماهیت برخی از این مخاطره ها به نظر می رسد بسیاری از آنها بدون صورت گرفتن تاملی درباره آنها ، قابل پذیرش می باشند . در همین حال ، فردی که سالیانه از تابش زمینه طبیعی حدود mSv1 ( rem 100 ) ، بجز رادون ،‌ تابش گیری داشته باشد احتمالاً در طول سال با مخاطره مرگ و میر 4-10 تا 5-10 روبرو است .
بر مبنای این ملاحظات ، مقادیر توصیه شده برای منابع ساخت بشر ، صرفنظر از مصارف پزشکی به قرار زیر است : برای تابش گیری پیوسته ( یا تکراری ) دز معادل سالیانه نباید از mSv1 (rem 1/0 ) تجاوز کند . به هر حال واضح است که تابش گیری های بیشتر افراد محدود شده خطرناک نیست .
در نتیجه ،‌ مقدار بیشینه مجاز سالیانه برای دز موثر معادل mSv5 ( rem 5/0 ) در مورد تابش گیری های غیر متناوب توصیه شده است . در تابش گیری های پزشکی از این محدودیتها استفاده شده است . زیرا بنا به فرض برای فرد تابش دیده منفعتی را در بر دارد که از فردی به فرد دیگر بسیار متغییر است .
به دلیل آنکه برخی از اندامها و بافتها ضرورتاً علیه آثار قطعی تشعشع حفاظت نمی شوند ، محاسبه دز موثر دستها ، پاها ، نواحی متمرکز پوست و عدسیهای چشم نیز مشمول حد دز سالیانه mSv50 ( rem 5 ) می شود .

منبع:
کتاب رادیوبیولوژی برای رادیولوژیست
تالیف : اریک ج. هال
ترجمه :دکتر حسین مزدارانی استاد دانشگاه تربیت مدرس  

میکروب

سوال:تجسس کدام قطعه ژنتیکی  برای تعیین ژنوتیپ مایکوباکتریوم توبرکلوزیس  رایج است؟

الف: rRNA16s           ب: Tn 1546

ج:IS 6110               د: Tn 9

پاسخ

گزینه ج

کپی های متعددی از قطعه الحاقی 6110 (IS 6110) در کروموزوم اغلب سویه های مایکوباکتریوم توبرکلوزیس وجود دارد و معمولا محل قرارگیری آن مختلف است.

منبع یک :

جاوتز انتشارات اندیشه رفیع صفحه ۳۶۸

منبع ۲ :

درسنامه جامع میکروبشناسی

تالیف : موسی بهری

در کدامیک از موارد زیر دوبار PCR انجام می شود؟

الف: Multiplex PCR   ب:RT PCR

ج:FRLP PCR              د:Nasted PCR

پاسخ

گزینه  د

 

انواع PCR

 

RT-PCR:

الگوي اوليه دراين روش مولكول RNA تك زنجيره اي است.ازآنجائيكه DNA پليمراز قادربه استفاده ازRNAبعنوان الگو نميباشد،مرحله ديگري به PCR اضافه شده است.طي اين مرحله با استفاده از آنزيم RT(Reverse Transcriptase) از الگويRNA  ،مكملش يعني cDNA سنتز ميشودوسپس بوسيله تكنيك PCRتكثير مي يابدآنزيم نسخه بردار معكوس دراين روش ازويروس ميلوبلاستوماي مرغ (AMV) بدست مي آيد.كاربرد اين آنزيم به دليل حساس بودنش به حرارت پايين بوده ولي با كشف باكتري به نام ترموس ترموفيلوس اين روش بهبود يافت.اين باكتري DNA پليمراز مقاوم به حرارت به نام Tthتوليد مي كندو در حضور يون  منگنز داراي فعاليت نسخه برداري معكوس است و در دماي°C72 توسط اين آنزيم از روي RNA، DNA ساخته ميشود.سپس منگنز اضافي توسط اتيلن گليكول تترااستيك اسيد EGTA حذف ميشودواين آنزيم ازDNA اي كه خود ساخته استفاده و آن را تكثير مي كند.براي تكثير ماده ژنتيكي ويروس هاي RNAدار مثل HIV از اين روش استفاده ميشود.

 PCRنامتقارن( Asymmetric PCR):

هدف از بكارگيري اين روش توليد DNAتك رشته اي است.در اين روش يكي از پرايمرها  به تعداد كمتر و پرايمر ديگر به تعداد بيشتر به محيط واكنش اضافه  مي شودتا جائيكه اين نسبت 1:50 يا  1:100 برسد.در حدود 20 چرخه ابتداييPCR محصول دو رشته اي به صورت فاز نمايي توليد مي گردداما پس از 20 چرخه كه غلظت پرايمر كمتر در واكنش قابل چشم پوشي است وبه عبارت عاميانه تر به دليل تمام شدن پرايمر با غلظت كمتر در چرخه هاي بعدي PCR فقط يك رشته از الگو به صورت خطي تكثير مي شود.پس از پايان PCRچند نسخه DNA دو رشته اي و تعداد زيادي DNA تك رشته اي از ژن مورد نظر ايجاد خواهد شد

 ARMS PCR 

 (Amplification Refractory Mutation System): 

اين روش تحت عنوان تكثير اختصاصي اللها با PCR نيز ناميده ميشود.اين روش براي تشخيص موتاسيون هاي نقطه اي به كار مي رودوجهت تشخيص اللهاي طبيعي و جهش يافته طراحي شده است.اين روش بر پايه تفاوت نوكلئوتيد انتهاي 3َ پرايمرهايي است كه براي اللهاي مختلف طراحي شده است دو واكنش PCR با استفاده از يك DNA الگودر2 لوله جداگانه انجام مي شود كه يكي از آنها حاوي پرايمرهاي جهش يافته و ديگري حاوي پرايمر طبيعي مي باشد در هرواكنش پرايمر مشترك به همراه يكي از 2 پرايمراختصاصي الل مورد استفاده قرارميگيرد.حالت اختصاصي پرايمرهابراي هريك ازاللها ناشي از نوكلئوتيد انتهاي 3َ آنهاست كه با هم متفاوت بوده.چنانچه پليمريزاسيون  در لوله حاوي پرايمر طبيعي انجام شود نشان دهنده نبود جهش نقطه اي در باز مورد نظراست واگر پليمريزاسيون در لوله حاوي پرايمر جهش يافته انجام شود نشان دهنده حضور جهش نقطه اي در باز مورد نظر است.نكته مهم اين است كه از DNAپليمرازي كه فاقد خاصيت تصحيح كنندگي اگزونوكلئازي  َ5َ  à   3َ است،استفاده شودزيرا استفاده از يك آنزيم اصلاحگر باعث برداشتن باز جفت نشده انتهاي 3َ ميگردد و در واقع توانايي متمايز كردن دو الل از بين ميرود. از اين روش در تشخيص موتاسيون هاي مولد مقاومت دارويي در باكتري ها استفاده مي شود.

 

Hot-Start PCR:

 زمانيكه بهترين شرايط اتصال فراهم شود باندهاي غير اختصاصي ممكن است قبل از انجام اولين چرخه PCR ايجاد شودحتي تاوقتيكه دماي لوله ها تا°C70-°C65 افزايش مي يابد اتصالات غير اختصاصي پرايمر/پرايمر و پرايمر/ الگوممكن است بوجود آيد و بعنوان سوبستراي اوليه براي DNAپليمراز عمل كند.ساده ترين روش براي جلوگيري ازچنين اتصالات اوليه غيراختصاصي وبهتركردن شرايط اتصال صحيح پرايمر،استفاده از روش Hot start است كه اساس اين روش بر جدا كردن فيزيكي مواد واكنش تا زمان رسيدن به دماي بالا مي باشد.يك يا چندماده قبل از رسيدن به دماي بالاتر از °C70 از واكنش جدا مي شود و پس از رسيدن به دماي بالا در واكنش وارد مي كنند.ارزان ترين روش اضافه كردن تمامي مواد واكنش به جز    DNA پليمراز است.اين روش براي تعداد زياد نمونه ها به دلايل زيرامكان پذير نيست:1-زمان مورد نياز براي اضافه كردن آنزيم به هرلوله زياد است.2-اشتباه هاي ناشي از عدم تمركز حواس كه باعث اضافه نكردن آنزيم به يك يا چند لوله ميشود .3 -احتمال آلودگي لوله ها به دليل باز شدن در آنها. براي حل اين مشكل وتسهيل انجام PCRگرم آغاز يك سري محصولات تجاري عرضه شده است.مثل Ampliwax Gemsكه گلوله هاي مومي با فرمول خاص ميباشند. يك عدداز آن را در لوله هاي حاوي پرايمر،dNTPs(دئوكسي نوكلئوتيد تري فسفات)،Mg++ اضافه كرده و واكنش در يك ترموسايكلر در دماي  °C80-°C75 به مدت 10-5 دقيقه نگهداري ميشود تا موم ذوب شود سپس لوله ها تا زير°C35 سرد ميشودتا موم مجددا جامد شودو يك لايه محافظ بر روي مواداوليه واكنش تشكيل شود.موادديگر واكنش از قبيل DNAالگو،DNAپليمراز و بافر را ميتوان بر روي لايه موم ريخت و سپس PCR را آغاز كرد.در هنگام بالا رفتن دما موم ذوب ميشود و مواد جامد موجود در لايه رويي موم با مواد پايين مخلوط ميشوند تا PCRآغاز شود و موم به روي فاز آبي قرار ميگيردلايه موم هم يك سددر برابرتبخيرآب درحين چرخه هاي دمايي است وهم بصورت يك مانع فيزيكي،براي جلوگيري از آلودگي عمل ميكند

 Randomly amplification polymorfic DNA)RAPD-PCR):

 اين روش تحت عنوان PCR با پرايمرهاي متزلزلArbitrarily primed PCR  نيز ناميده مي شود.يك روش سريع برای انگشت نگاري ژنومي مي باشدو انگشت نگاري ژنومي در تحقيقات جنايي،جرم شناسي،پزشكي قانوني ذرتعيين والدين وروابط پدر فرزندي وتعيين روابط خويشاوندي نقش تعيين كننده دارد.دراين روش تنها از يك پرايمر چند نوكلئوئيدی كوتاه(10-9نوكلئوئيدي محتوي 50%GC )كه بطور تصادفي از توالي هاي بازي انتخاب شده است برای ساخت DNA از روي ناحيه اي از DNAالگو كه پرايمر تا حدي متصل مي شود،استفاده ميشود.RAPD-PCR براسا س تكثير تصادفي در دماي پايين انجام مي شود،نواحي مختلف ژنومي به طوهمزمان در يك واكنش PCR قابل تكثير مي باشد. چرخه هاي ابتدايی بايد دردمای پايين°C50- °C37 معمولا براي 5چرخه اوليه انجام شود تا پرايمر به جايگاه هاي تصادفي در داخل ژنوم متصل شوند.پسس دما افزايش مي يابد (°C55)،واكنش براي 35-30 چرخه ديگر ادامه مي يابد،در واقع تنها جايگاه هاي مناسب تر از بين جايگاه هاي  تصادفي اوليه تكثيرخواهند شد.البته اگر مكان هاي اتصال پرايمر روي دو رشته الگو در فاصله مناسبي قرار گرفته باشند، و جهت گيري مناسبي نيز نسبت به هم داشته باشند،DNA پليمراز قادر به طي كردن فاصله بين 2 پرايمر اتصال يافته خواهد بود.با بهينه سازي دقيق مي توان در حدود 50 تا 100 قطعه DNA مختلف بدست آورد.اين چند شكلي هاي DNAيا از اختلافات موجود در توالي DNAدر مكانهاي اتصال پرايمر يا از دگرگوني هايي كه در اثر اضافه شدن،حذف و واژگوني در نواحي تكثير شده روي داده است،منشاء ميگيرد.باندهاي مشاهده شده بازتابي ازساختمان كل مولكول DNAاستفاده شده به عنوان الگو مي باشند.اين روش تكنيكي عالي درفيلوژنتيك ياشجره شناسي ميباشد، انتظارميرودكه دو موجود زنده خويشاوند داراي الگوي باندي مشابه تري نسبت به2 موجودي باشندكه از نظرتكاملي دورتر هستند

 PCRداخلي يا لانه اي  ( Nested PCR) :

راه حلي براي افزايش حساسيت ودقتPCR است وجداسازي محصول اختصاصي  مورد نظر را از بين انبوه محصولات غير اختصاصي ميسر مي سازد .دراين روش ازدوجفت پرايمراستفاده مي شودطوريكه جفت دوم دربين جفت اول جاي مي گيردابتدا پرايمراول(پرايمربيروني) اضافه مي شود و باعث تكثير قطعاتي از DNA مي شودكه احتمالا تعدادي از آنها محصولات غيراختصاصي اند. محصول PCR واكنش اول به عنوان DNA الگو براي PCR دوم در حضور پرايمرهاي داخلي(پرايمردوم) كه مكمل قسمت داخلي تر قطعه DNAموردنظر است مورد استفاده قرار ميگيرد.احتمال بسيارضعيفي وجوددارد كه محصولات غيراختصاصي براي جفت پرايمرداخلي اختصاصي ديگرنيزداراي محل شناسايي باشند نتيجاَ اين امرباعث افزايش نسبت محصول واقعي به محصول غيراختصاصي خواهدشداگر طراحي 2پرايمر داخلي به دليل عدم دسترسي به توالي كامل ممكن نباشد مي توان با استفاده از توالي پرايمر اوليه با افزودن 2 يا 3 نوكلئوتيد به انتهاي 3َ پرايمردوم راطراحي كرد بااينكه پرايمرهاي داخلي همپوشاني قابل توجهي باپرايمرهاي اوليه دارداما باعث تكثيراختصاصي توالي هدف وحذف محصولات غيراختصاصي ميشود.البته در اين حالت نبايد از آنزيمهاي داراي فعاليت تصحيح خطا 3َاگزونوكلئازي استفاده كرد تا انتهاي 3َتعين كننده حفظ شود.

 PCR معکوس(Inverse PCR):

دراين روش هدف تكثير قطعه اي ازDNAاست كه هيچ اطلاعي در مورد توالي پايانه هاي آن در دست نيست ولي در عوض توالي قسمتي از يك ناحيه دروني آن در دست است.براي اين هدف DNAژنومي با يك آنزيم محدودالاثرمناسب هضم ميشودوسپس اتصال مجدد 

مولكولها جهت بدست آوردن قطعات DNAحلقوي.بعد از حلقوي شدن توالي هدف شناخته شده با يك آنزيم محدودالاثرديگرهضم ميشودكه اين امر باعث قرارگيري نواحي ناشناخته بين 2ناحيه شناخته شده حاصل از هضم آنزيمي ميشود.حال باطراحي پرايمرمناسب براي توالي شناخته شده ميتوان نواحي ناشناخته راتكثيركرد.اين روش براي شناسايي جايگاه هاي الحاق ويروسها و ترانسپوزونهايي كه بطور تصادفي در ژنوم ادغام ميشود مفيد است

 PCRچندتایی(Multiplex PCR  ):

دراين تكنيك ازچندين جفت پرايمراختصاصي دريك محلول PCR جهت تكثير چندين توالي هدف در يك زمان استفاده مي شودبنابرين مي توان با آزمايشات كمترو زمان كوتاه تراطلاعات بيشتري جمع آوري كرد.انواع :Multiplex PCR1- واكنش PCR با يك الگو:كه دراين روش يكDNA الگودر طولش با چندين جفت پرايمر جهت تكثير نواحي مخصوص جفت ميشود.با توجه به اينكه محصولات بدست آمده اندازه متفاوت دارندبخشهاي بزرگي از يك DNA هدف جهت جستجوي تغييرات مي توان بررسي شود.2-واكنش PCR با چند الگو: در ميكروب شناسي باليني با استفاده ازاين روش در عفونتهاي مخلوط امكان شناسايي چندين عامل بيماري در يك نمونه بطورهمزمان وجوددارد.باپرايمرهاي مختلف و ويژه به جستجوي عوامل مختلف پرداخته ميشود پي به منشاء عفونت ميبرند.چونكه دراين تكنيكهاازچندين پرايمراستفاده ميشود رعايت نكات زيرضروري است:1- بايدپرايمرهارا به گونه اي طراحي كردكهTmدماي ذوب يكساني داشته باشندو يااختلاف دماي ذوب پرايمرها بيش از °C5-°C3نباشد.2- اختصاصيت پرايمرهاي طراحي شده براي توالي هدف مهم است3-پرايمرهاي طراحي شده بايد براي تشكيل دايمرپرايم با همه پرايمرهاي حاضر در مخلوط واكنش بررسي شود.چون ديمر شدن منجر به تكثير محصولات غير اختصاصي ميشود.

Real time PCR:

در اين سيستم تشخيصي يك ماده فلورسانت در طي واكنش متناسب با ميزان محصولات هرسيكل آزادميشودوميزان فلورسانت آن توسط دتكتورشناسايي وثبت ميگرددوبدين ترتيب ميزان DNAتكثير شده طي يك چرخه تا چرخه بعدي را ميتوان اندازه گيري كرد.بنابراين ميزان محصول در هرچرخه قابل رديابي است در حاليكه محصول روشهاي سنتي پس از پايان واكنش و الكتروفورز مشخص ميشود.

روشهاي سنجش با Real time PCR:1- استفاده از رنگهاي فلورسنت مثل سايبرگرين:همزمان با دورشته اي شدن DNAسايبرگرين به شياركوچك DNAمتصل ميشودوبا جذب طول موج498نانومتري، نور522 نانومتري را ساطع ميكند.با افزايش مقدار محصول PCRرنگ بيشتري متصل ميشودو ميزان فلورسانس افزايش مي يابد ،پس ميزان فلورسانس متناسب با مقدار DNA دورشته اي در واكنش است اما مهمترين عيب آن اتصال به دو رشته هايي مثل پرايمردايمر و ديگر باندهاي غيراختصاصي است كه باعث مي شود نتايج بيشتر از غلظت اصلي برآورد شود. 2- استفاده از پروبهاي فلورسنت:پروبها برخلاف سايبرگرين براساس تشخيص اختصاصي توالي محصول كار ميكنند.پروبها معمولا يك رنگ فلورسنس زا درانتهاي َ5(Reporter)  و يك رنگ خاموش كننده درانتهاي 3َ ( (Quencherدارندو وقتي در فاصله مولكولي نزديكي قرار دارند بازتابشي در دستگاه ثبت نميشود اما پس از جدايي نور ساطع شده از Reporter توسط Quencher قابل جذب نيست و توسط دستگاه بصوذت فلورسانس قابل اندازه گيري است.مثلا استفاده ازپروب Taq Man كه اساس آن اگزونوكلئازي DNA پليمراز Taqاست.يك پروب 30-20 نوكلئوتيدي كه در انتهاي 5َ به يك رنگ فلورسانس متصل است و در انتهاي 3َ به يك عامل خاموش كننده. پروب حدود چندباز بعداز انتهاي 3َيكي ازپرايمرها طراحي ميشودآنزيم پس از نزديك شدن به پروب با استفاده از  فعاليت  َ3 à  5َاگزونوكلئازي خود پروب را ليز ميكند و در نتيجه رنگ فلورسانس از عامل خاموش كننده جدا ميشود و باعث ايجاد فلورسانس ميگردد.

RACE-PCR  :

 

در این روش ابتدا یک پرایمر حاوی دم یا قلاب داریم که به تک رشته ای mRNA اضافه می کنیم سپس آنزیم نسخه بردار معکوس را نیز اضافه می نماییم در نتیجه cDNA hybrid ساخته میشود سپس با استفاده از یک جفت پرایمر عمل PCR انجام می شود. بدین ترتیب در دو رشته حاصل یا محصول نهایی PCR  قلابها وجود دارند.

 

 LIGATION-PCR :

در اینجا رشته الگو یمان تک رشته ای است که بخشی از ترادف آن مشخص ولی بیشتر ترادفش نامشخص است برای انجام این روش ابتدا بوسیله یک پرایمر اختصاصی به نام Extension PRIMER رشته مکمل ساخته و مصصول با یک لینکر دو رشته ای لایگیت می شود سپس به وسیله 2 پرایمر که مخصوص لینکر و دیگری مخصوص ترادف است عمل PCR انجام میگردد.

پروتئوزوم

 سوال کنکور سراسری ۱۳۹۰ بیوتکنولوژی پزشکی

سوال: نقش پروتئوزوم در سلول چیست ؟

الف: تبدیل پپتیدها به پلی پپتید

ب: تبدیل رشته های پپتیدی به توبول

ج: تبدیل پروتئین به پپتیدهای کوچک

د: تبدیل پلی زوم به ریبوزوم

پاسخ :

گزینه ج

پروتئوزوم یا پروتئازوم:

طول عمر پروتئین بوسیله تنظیم تجزیه پروتئین کنترل می گردد که می تواند چند دقیقه (مثل سیلکین های میتوزی) تا طول عمر ارگانیسم (مثل Pr های قرینه چشم) باشد.

دو نقش مهم تجزیه پروتئین

نقش اول:

ù سبب حذف و از بین رفتن های پروتئین های سمی از برای سلول می شوند.

ù پروتئین هایی که به طور نادرست تاخورده یا تجمع یافته اند یا Prهایی که بواسطه جهش در آن ژن کد کننده آن ها آسیب دیده اند یا Pr هایی به دلیل متابولیت های سلولی (فعال شیمیایی) آسیب دیده اند را حذف می نماید.

نقش دوم:

تجزیه کنترل شده Pr های طبیعی، مکانیسم قدرتمندی را برای نگهداری Pr ها و فعالیت شان در سطح مناسب فراهم می آورد و امکان تغییر سریع در این سطوح را برای کمک به سلول ها در پاسخ به تغییر شرایط می دهد.

% نکته:

مهمترین مسیر تجزیه Pr ها در سلول های یوکاریوتی، استفاده از آنزیم های موجود در لیزوزوم می باشد که تجزیه لیزوزومی در درجه نخست برای اندامک های ناقص یا مسن سلول می باشد که این مرحله به اتوفاژی معروف است.

تجزیه سیتوپلاسمی Pr ها توسط پروتئازوم صورت می گیرد.

پروتئازوم :

ù ماشین های ماکرو مولکولی بزرگی می باشند که از 50 زیر واحد پروتئینی تشکیل شده اند و وزنDa106 × 4/2-2 را دارا می باشند.

ù یک بخش مرکزی سیلندری شکل (بشکه مانند و استوانه ای) کاتالیزی به نام پروتئوزوم s20 دارند.

ù در انتهاهای بخش مرکزی 1 یا 2 کمپلکس کلاهک، فعالیت پروتئوزوم ها را کنترل می کند.

ù در یک سلول پستاندار در حدود 30000 پروتئوزوم وجود دارد.

پروتئوزوم نوع 26s:

ù دارای یک بخش مرکزی کاتالیزی با ارتفاعnm  8/14 و قطر nm3/11 و یک کلاهک تنظیم کننده 19s در هر انتها می باشد.

ù کلاهک  19sاز 18-16 زیر واحد پروتئیني تشکیل شده است که 6 تا از این زیر واحدها دارای فعالیت ATPase است که با هیدرولیز ATP، انرژی مورد نیاز را برای باز کردن تاخوردگی سوبستراهای پروتئین و انتقال انتخابی آن ها به اتاقک داخلی پروتئوزوم فراهم می نمایند.

% نکته:

ù سلول ها نمی توانند بدون عملکرد فعالیت پروتئوزوم ها زنده بمانند.

ù فعالیت صحیح پروتئوزومی باندازه ای مهم است که سلول ها در حدود 30% از انرژی لازم برای سنتز پروتئین را صرف تجزیه آن در پروتئوزوم می کنند.

بخش مرکزی یا بدنه مرکزی:

ù بخش مرکزی کاتالیزی پروتئوزوم، از 2 حلقه داخلی که دارای 6 جایگاه فعال پروتئولیتیکی می باشد و به سمت اتاقک داخلی قرار گرفته اند تشکیل گرديده اند و همچنین 2 حلقه خارجی که دسترسی به سوبسترا را کنترل می کنند وجود دارند.

ù پروتئوزوم ها می توانند پروتئین ها را کاملاً تجزیه کنند.

نکته:

پروتئوزوم، اتاق سلولی سرنوشت است که در آن پروتئین ها با هزار برش، می میرند.

نتیجه:

ù نقش پروتئوزوم در سلول تبدیل پروتئین ها به پپتيدهای کوچک (اسید آمینه) است.

ù پروتئوزوم یک کمپلکس پروتئینی است که دارای فعالیت ATPase و سایر آنزیم های لازم جهت تخریب پروتئین می باشد.

مکانیسم عمل پروتئوزوم ها:

ورودی پروتئین به حفره پروتئوزوم باریک است. بنابراین، پروتئین قبل از ورود به داخل حفره باید تاخوردگی و خمش های خود را باز کند که باز شدن این تاخوردگی ها از طریق یک فرآیند وابسته به انرژی (ATP) و احتمالاً با دخالت ساختارهایی شبیه چاپرونین ها صورت می گیرد که این جا، به جای ایجاد

تاخوردگی، در بازکردن تاخوردگی نقش دارند پس از باز شدن تاخوردگی، پروتئین وارد پروتئوزوم شده و در آن به پپتيدهای کوتاه 4 تا 10 اسید آمینه ای تبدیل می شود. سپس این پپتيدها به درون سیتوپلاسم منتقل شده و در آن جا به اسیدهای آمینه سازنده خود تجزیه می شوند تا دوباره در سنتز پروتئین های جدید مورد استفاده قرار گیرند.

پوبی کوئیتین:

ù ارتباط بین یوبی کوئیتین و تخریب پروتئین اولین بار در سلول های خرگوش در سال 1975 نشان داده شد.

ù این پروتئین 76 اسید آمینه ای در واکنش های پروتئولیز وابسته به انرژی شرکت می کند.

ù مجموعه سه آنزیمی مولکول های یوبی کوئیتین را به صورت تکی یا زنجیره ای به اسیدهای آمینه لیزین، پروتئین هایی که هدف تخریب می باشد اضافه می کند.

 در ساکارومایسس سرویسیه، حداقل انواع مختلف از آن ها وجود دارد شامل:

8 N_ دگرون (N_degron)

توالی خاصی است که در انتهای N پروتئین قرار دارد.

8 توالی های PEST :

توالی های داخلی غنی از پرولین (P)، اسید گلوتامیک (E)، سرین (S) و ترئونین (T) می باشند.

پروتئین تنظیمی NFkB

 ùمهار کننده های عملکرد پروتئوزومی می توانند از لحاظ درمانی مفید باشند.

ù پروتئین های یوبی کوئیتین دیگری مانند SUMO، نظیر یوبی کوئیتین عمل می کنند.

ù این که یک پروتئین، یوبی کوئیتینه شود یا خیر؟ به وجود یا عدم وجود موتیف های اسید آمینه ای در آن بستگی دارد که این موقیف ها مانند پیام های قابل تخریب عمل می کنند.

 

ùبا وجود اهمیت زیاد پروتئوزوم ها برای سلول ها، مهار دائمی و کامل آن ها سبب مرگ سلول ها می شود. مهار جزئی فعالیت پروتئوزوم ها به عنوان راهی برای شیمی درمانی سرطان ارائه شده است.

 ùسلول ها برای زنده ماندن و رشد نمودن نیازمند فعالیت صحیح پروتئین تنظیم کننده NFkB و سایر پروتئین های پیش بقایی (Pro-survival) می باشند.

 ùپروتئین ها NFkB تنها زمانی می تواند به طور کامل فعالیت نموده و باعث افزایش بقای سلول شود که IkB (مهار کننده NFkB) بوسیله پروتئوزوم ها تجزیه شده باشد.

عدم فعالیت پیش بقایی:

ù مهار نسبی فعالیت پروتئوزوم ها بوسیله داروی مهار کننده مولکولی کوچک منجر IkB و کاهش فعالیت NFkB می گردد که عدم فعالیت پیش بقایی خوانده می شود.

ù تجویز کنترل شده مهار کننده های پروتئوزومی برای درمان حداقل یک نوع از سرطان های کشنده (مثل مولتیپل میلوما MM) موثر می باشد.

منبع

کتاب : زیست شناسی سلولی و مولکولی

مولفان : دکتر جواد محمد نژاد -  موسی بهری

اطلاعیه

قابل توجه شركت كنندگان آزمون كارشناسي ارشد سال تحصيلي 91-90

علي رغم آمادگي براي اعلام نتايج، بدينوسيله اعلام مي دارد با توجه به سياست هاي جديد ابلاغي و دستور صريح مقام عاليه وزارت مبني بر افزايش ظرفيت پذيرش دانشجو در مقطع كارشناسي ارشد علاوه برظرفيت هاي اعلام شده و ضرورت استخراج دقيق نتايج بر اساس ظرفيتهاي جديد، زمان اعلام نتايج از تاريخ 8/6/90  به هفته چهارم شهريور تغيير مي يابد. ان شاء الله به محض نهايي شدن ، نتايج اعلام خواهد شد.

کتابهای گام

کتابهای گام

گروه آموزشی گام ، به منظور دسترسی آسان به منابع و راحتی مطالعه داوطلبان عزیزاقدام به  تهیه و تکثیر کتابهای آموزشی با عنوان گام  نموده است که بزودی در دست علاقه مندان قرار خواهد گرفت .

 

کتاب : زیست شناسی سلولی و مولکولی

مولفان : دکتر جواد محمد نژاد -  موسی بهری

مهمترین خصوصیت :

این کتاب بر خلاف کتاب های مرجع ، مطالب را به صورت طبقه بندی شده آورده است برای مثال ،  کلیه مطالب  مربوط به اندامک میتوکندری ، در فصلی به نام میتوکندری آمده است که این قابلییت  ، کتاب را از دیگر همتاهای خود بی مانند کرده است . و دیگر ویژگی کتاب آوردن سوالات کنکور ارشد و دکتری در لابه لای مباحث به دلیل سهولت در آموختن می باشد .

پس می توان ویژگی های زیر را به این کتاب  افزود :

۱. آوردن مبحث به مبحث درس

۲. آوردن سوالات معتبر در لابه لای درس

۳. آوردن نکات مهم درس در آخر فصل

۴. آوردن سوالات کنکور ارشد و دکتری

از منابع  مورد استفاده می توان به موارد زیر اشاره داشت :

۱. زیست شناسی سلولی و مولکولی مجد و شریعت زاده

۲. زیست شناسی سلولی و مولکولی صالحی

۳. زیست شناسی سلولی و مولکولی  لودیش

۴. زیست شناسی سلولی و مولکولی  آلبرتس

۵.  ژنوم ۳

۶. ژنوم ۹

۷. زیست مولکولی و مهندسی ژنتیک  امتیازی

۸. زیست مولکولی واتسون

و....

در واقع نوع نوشتاری این کتاب ، شمارو به یاد کتاب های گاج دوران دبیرستان می اندازد. و کتاب های ما هم بزودی با عنوان گام منتشر خواهند یافت.

باتشکر

گام : گروه آموزشی دکتر محمد نژاد

درسنامه جامع بیولوژی مولکولی

درسنامه جامع بیولوژی مولکولی

تالیف و تدوین: دکتر احد معماری و موسی بهری

زیر نظر : دکتر فرهاد صالح زاده( دانشیار دانشگاه علوم پزشکی اردبیل)

با مقدمه : دکتر عباس شفایی (استادیار  رادیوبیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تبریز )

نمونه سوالات کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی:

رشته های رادیوبیولوژی و حفاظت پرتوی،نانو تکنولوژی پزشکی،بیوتکنولوژی،بیوشیمی، آناتومی، فیزیولوژی ایمنولوژی، هماتولوژی، ژنتیک،فراورده های بیولوژیکی، پزشکی مولکولی،میکروبیولوژی ،بیولوژی و علوم پایه پزشکی دندانپزشکی و داروسازی و دبیرستانی ها

 ناشر: موسسه فرهنگی انتشاراتی یاوریان

تعداد صفحه:650

قيمت همراه دی.وی.دی : ۱۶۸۰۰ تومان

خرید مستقیم (ارسال پستی) با ۳۰ درصد تخفیف به شما عزیزان 

(كافيست قيمت كتاب را با احتساب تخفیف  به شماره حساب  متمرکز    ۰۰۴۹۳۰۱۶۴۹۹۰۵   نزد بانك سپه (قابل واریز در تمامی شعب بانک سپه )   به نام   احد معماری   واریز کرده ، سپس شماره فیش و مبلغ  واریزی و آدرس پستي – كدپستي-  شماره موبايل و خانه يا اداره  را به شماره تلفن 09148633853 (آقای بهری ) و  یا ايميل  bahri.mosa@gmail.com   اطلاع دهید.

۲۴ الی ۴۸ ساعت پس از اطلاع جهت پست کتاب اقدام خواهد شد.

نمايندگان فروش در سرتاسر ايران

کتابسرای دانشگاه شریف :

اردبیل ،میدان جانبازان ، اول خیابان دانشگاه

تلفن :۵۵۲۱۹۴۹-۰۴۵۱

کتابفروشی نشر جامعه نگر:

اردبیل ، میدان بسیج روبروی دانشگاه آزاد

تلفن :۷۷۱۸۴۹۴

كتاب فروشي خيام:

اردبيل، ميدان شريعتي، خيابان امام خميني ، جنب بانك رفاه مركزي

2251424-2239319-0451

 نمایشگاه دایمی کتاب دکتر شریعتی :

اردبیل ،میدان شریعتی ،اول خیابان نایبی

 تلفن : 04512249072

کتاب فروشی شبرنگ

تبریز، خیابان دانشگاه، روبروي بيمارستان امام

تلفن:۰۴۱۱۳۳۴۱۸۰۹

نمایشگاه کتاب گاج (کتابسرای عبادی)

تهران- ضلع جنوب شرقی میدان انقلاب ،پلاک ۱۲

تلفن:۶۶۹۷۸۶۸۰-۰۲۱

نمايشگاه كتاب بيات

تهران - ضلع جنوب شرقي ميدان انقلاب - روبروي درب اصلي دانشگاه تهران پلاك ۱۶ و۱۵

تلفن : ۶۶۹۶۸۰۶۲

بانك كتاب صبا

تهران - ضلع جنوب شرقي ميدان انقلاب  - پلاك ۲۰و۱۵

تلفن:۶۶۹۷۱۰۰۰و ۶۶۹۷۲۰۰۰

انتشارات نوردانش

تهران - خیابان ۱۶ آذر - مقابل درب غربی دانشگاه تهران پلاک ۲۴

تلفن- ۶۶۶۴۱۷۳۰۸-۰۲۱

کتابفروشی مژده

رشت - میدان شهرداری - اول خیابان امام - جنب سینما انقلاب

کتابفروشی رزبان

کرمان - چهارراه آسیابادی

نمایشگاه کتاب رشد

اهواز - خیابان حافظ بین نادری و فیروز

كتب پزشكي پوريا

تهران : خيابان انقلاب ، بين  12 فروردين و ارديبهشت ، تالار كتاب  ، طبقه همكف

تلفن: 66487887-021